روزبه کردونی؛ مشاور وزیر و مدیرکل حوزه وزارتی وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی در یادداشتی برای پایگاه اطلاعرسانی دولت نوشت: سخنرانی مسعود پزشکیان در هشتادویکمین مجمع عمومی سازمان ملل را شاید بتوان در سه کلمه خلاصه کرد: «صلح با زره»؛ روایت ایرانی که صلح میخواهد، اما زره از تن بیرون نمیآورد؛ از مقاومت و جنگاوری نمیگریزد و در برابر تهدید و تجاوز تسلیم نمیشود.
آنان از «ایران تروریست» سخن گفتند و پزشکیان این نامگذاری را وارونه کرد: ایران تروریست نیست؛ قربانی تروریسم است. نمایش تصاویر رهبر شهید ایران و کودکان شهید مدرسه میناب، بحث درباره امنیت و تروریسم را به روایتی انسانی تبدیل کرد. جهان، بهجای آنکه فقط از موشکها، تأسیسات هستهای و تنگه هرمز بشنود، باید چهره کودکانی را میدید که جنگ فرصت زندگی را از آنان گرفته است.
زبان فقط واقعیت سیاسی را توصیف نمیکند؛ آن را میسازد. به همین دلیل، انتخاب واژگانی مانند «قربانی»، «تجاوز»، «دفاع»، «حق»، «مقاومت» و «مذاکره» اتفاقی نبود. این واژهها ایران را نه آغازگر جنگ، بلکه کشوری نشان میدادند که ناگزیر به دفاع از خود شده است. در این روایت، قدرت نظامی ابزار کشورگشایی نیست؛ سپری برای حفاظت از خانه، مدرسه و سرزمین است.
سخنرانی پزشکیان بر چند دوگانه روشن بنا شده بود: تروریست یا قربانی تروریسم؛ متجاوز یا مدافع؛ تسلیم یا مقاومت؛ سلاح هستهای یا دانش صلحآمیز؛ جنگ یا مذاکره.
جایگاه ایران در این دوگانهها نیز روشن بود: ایران مقاوم است، اما جنگطلب نیست؛ صلح میخواهد، اما تسلیم نمیشود؛ از جنگ نمیهراسد، اما جنگ را تقدیر همیشگی خود نمیداند؛ مذاکره را میپذیرد، اما نه از موضع ترس و نابرابری؛ فناوری صلحآمیز هستهای را حق خود میداند، اما سلاح هستهای را ضامن امنیت نمیشمارد.
این همان هویت ایرانی است که پزشکیان تلاش کرد پیش چشم جهان قرار دهد: مقاوم اما صلحطلب؛ مقتدر اما اهل گفتوگو؛ زخمخورده اما ایستاده.
از دل این دوگانهها، سه ایران پدیدار شد.
نخست، ایران زخمی؛ ایرانی که کودکان، دانشمندان، زنان و مردانش قربانی حمله شدهاند و انتظار دارد جهان رنج او را ببیند.
دوم، ایران مقاوم؛ کشوری که زانو نمیزند و حق دفاع از خود را به دیگری واگذار نمیکند.
سوم، ایران اهل گفتوگو؛ ایرانی که دیپلماسی را در چارچوب عزت، برابری و منافع ملی میپذیرد و نمیخواهد مذاکره نام دیگری برای تسلیم باشد.
این سه ایران از یکدیگر جدا نیستند. زخم، ضرورت مقاومت را توضیح میدهد؛ مقاومت، پشتوانه گفتوگوست؛ و گفتوگو راهی است تا مقاومت به جنگی بیپایان تبدیل نشود.
این همان ایران تاریخی و تمدنی است؛ ایرانی که معنویت، شجاعت، غرور و روحیه سلحشوری را نه در برابر یکدیگر، بلکه در کنار هم معنا میکند. ایران، جمع همین اضداد است: اهل صلح، اما ناآشنا با تسلیم.
انتهای پیام/

نظر شما